بـــاغ رمــــــان

همه مدل رمان را در اینجا بخوانید و دانلود کنید


عنوان کتاب:چادرت را می بویم

نویسنده:moon shine

تعداد صفحات پی دی اف:۲۱۰

تعداد صفحات جار:۱۰۲۱

منبع:پاتوق رمان

 خلاصه:سجاد یه پسر ساده ومعتقده …یه پسر معمولی که تو گشت ارشاده ..واز نظر خودش هدف والایی داره … نجات زمین از فساد ..
ماجرا از جایی شروع میشه که با رضوانه فراهانی اشنا میشه ..
رضوانه ای که با تمام زن های خیابونی ودخترهای انچنانی فرق داره .
رضوانه نه تنها هفت قلم ارایش نداره ..نه تنها مانتوی کوتاه وساپورت به تن نداره ..بلکه محجبه است وچادری ..
سجاد ورضوانه هردو مسلمانن …هردو ادمهای خوبی هستن ولی دیدگاهشون زمین تا اسمون متفاوته …یکی بیش از حد مقید وبسته است ودیگری بیش از حد روشن فکر …

دانلود(pdf)

دانلود(جاوا)

دانلود(epub)


برچسب‌ها: دانلود رمان چادرت را میبویم, دانلود چادرت را می بویم, دانلود رمان, دانلود رمان جدید, مامان مریم

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۸ ] [ 10:47 ] [ #شـبـنم ا.ی (غیرفعال تا تیر94) ]

[ ]

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 23:52 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 23:50 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 23:45 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 21:57 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 21:49 ] [ داش علــی ]

[ ]

اینم از ادامه ی این رمان...


برچسب‌ها: رمان, رمان عاشقانه, رمان چادرت را می بویم, مامان مریم, moon
ادامه مطلب

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۰۲/۰۱ ] [ 21:42 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۲۶ ] [ 20:5 ] [ داش علــی ]

[ ]

سلام..

اینم یه پست از این رمان که من بجای علی میزارم...

نظر یادتون نره گل دخی..


سخنان نوینسده ی این رمان:

سلام ..خب یه توضیحی این اول پست بدم ..بعضی ها خیلی از دست بابای رضوانه شاکین ..منم خودم شاکیم ..ولی بیاید به جای اینکه از نظر رضوانه به پدرش نگاه کنیم از نظر بابای رضوانه به قضیه نگاه کنیم ..
من مادرم ..یه وقتهایی حتی اگه کیمیا خودش رو به اب واتیش هم بزنه نمیذارم کارش رو انجام بده ..یا آرین ..شده چاقو تو دستش بوده ..من که مادرم نباید بزارم به خودش اسیب بزنه ..شده حتی زدم رو دست توپولش.. چاقو رو ازش گرفتم ..
بابای رضوانه هم همچین ادمیه ...فکر میکنه خیر وصلاح دخترش رو میخواد فکر میکنه فاضلی که فکر میکنه میشناستش بهترین گزینه برای دخترشه ..سرهمین با رضوانه کنار نمیاد ..
فکر میکنه رضوانه با علاقه ی احمقانه اش نسبت به یه بچه بسیجی که مخصوصا آبروش رو قبلا برده ودارایی زیادی هم نداره داره راه خطا رو میره ..یه وقتهایی خودتون رو بذارید جای تک به تک شخصیت ها ....کنار اومدن راحت تر میشه ..


ادامه مطلب

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۲ ] [ 23:35 ] [ ###ادمین بانو (غیرفعال تا اطلاع ثانوی) ]

[ ]

سلام

این پست جدید خیلی عزیزه چون دیروز مامان مریم نصفشو تقدیم کردن به بنده که اصلا هم لیاقتشو ندارم..

درواقع این پست تقدیم شده به باغ رمان که معنی باغ رمان هم خواننده های گل و بامعرفتشه که میان رمان میخونن و کامنت میذارن و تو کامنتاشون از نویسنده تشکر میکننو نظرشونو میگن..یه جیغ و دست و هوراا به افتخار خودتون که باغ رمانی هستین..

تشکر ویژه هم از مامان مریم عزیز دارم که برامون احترام قایلن و میان بهمون سرمیزنن و جواب کامنتامونو میدن..دست گلشون دردنکنه بخاطر رمانای زیبایی که مینویسن


ادامه مطلب

[ دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۹ ] [ 17:31 ] [ داش علــی ]

[ ]

آقا تو 98ia بودم دیدم مامان مریم پست بگذاشته!!یکم کوتاهه ولی خوب غنیمته!بخونین تا کیفور شین!


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۷ ] [ 16:7 ] [ داش علــی ]

[ ]

سلام صبح زیبای شنبه تون بخیر

(البته تهران هوای بسی داغونی داره ولی دانشگاهمون یکم سرسبزه و صبحا هم آب پاشی میکنن و ... ولی هوای اینجا کجا و هوای باغمون و خونمون کجا..هــــــی روزگــــار)

خوب بریم دوتا پست از رمانای مامان مریمو بخونیم که بعدش باس بریم خرخونی کنیم واسه میان ترما..!


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۷ ] [ 9:49 ] [ داش علــی ]

[ ]

بدویین که پست جدید داریم


ادامه مطلب

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۱ ] [ 16:51 ] [ داش علــی ]

[ ]

اینم ادامه ی این رمان

بچه ها کامنتا و نظراتتونو واسه مامان مریم بذارین چون یکم با ادامه ی رمان مشکل داره و نیاز به مشورت داره و میخوام دعوتش کنم بیاد اینجا پس دیگه سنگ تموم بذارین..


ادامه مطلب

[ جمعه ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ ] [ 11:28 ] [ داش علــی ]

[ ]

اینم پست جدید

از امروز دیگه سعی میکنم همراه با مامان مریم پست بذارم...


ادامه مطلب

[ شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ] [ 10:50 ] [ داش علــی ]

[ ]

[ سئو شده توسط باغ رمان: سئو شده توسط باغ رمان | Theme By baghe roman ]